لغات انگلیسی محیط کار با معنی فارسی

محیط کار یکی از جاهایی است که انگلیسی ناقص بیشترین هزینه را دارد: در مصاحبه، ایمیل و جلسه باید واژهٔ درست را همان لحظه پیدا کنید. این صفحه لغات انگلیسی محیط کار را با معنی فارسی و تلفظ دسته‌بندی کرده — عنوان‌ها، استخدام، حقوق، جلسه و مکاتبه — همراه با جمله‌های آماده‌ای که در همان موقعیت به کار می‌آیند.

چرا واژگان محیط کار را جدا یاد بگیریم

واژگان محیط کار دو ویژگی دارد که آن را از واژگان عمومی جدا می‌کند. اول، رسمیت: در ایمیل کاری نمی‌شود مثل مکالمهٔ دوستانه نوشت، و واژهٔ غیررسمی boss جای manager رسمی‌تر را نمی‌گیرد — هر دو درست‌اند، ولی در متن رسمی manager بهتر است. دوم، ترکیب‌های ثابت: در محیط کار واژه‌ها خیلی وقت‌ها به‌صورت ترکیب یاد گرفته می‌شوند، نه تنها: take a day off، meet a deadline، apply for a position. همین ترکیب‌ها اگر بلد نباشید، جمله‌تان درست اما غیرطبیعی می‌شود. پس فهرست زیر را ترکیبی یاد بگیرید، نه کلمه‌به‌کلمه.

عنوان‌ها و همکاران

چند نکته که در مکالمه فوراً معلوم می‌شود: colleague و coworker هر دو همکارند، ولی coworker بیشتر برای همکار روزمرهٔ همان تیم به کار می‌رود و colleague کمی رسمی‌تر است. staff همیشه جمع است و فعل جمع می‌گیرد: «The staff are friendly» و نه staffs. در مکاتبهٔ رسمی هم اگر مطمئن نیستید، از عنوان دقیق استفاده کنید: Dear Dr. Karimi درست‌تر از Hi بدون عنوان است.

  • employee /ɪmˈplɔɪiː/کارمند
  • employer /ɪmˈplɔɪər/کارفرما
  • colleague /ˈkɒliːɡ/همکار (رسمی‌تر)
  • coworker /ˌkəʊˈwɜːrkər/همکار (روزمره)
  • manager /ˈmænɪdʒər/مدیر
  • supervisor /ˈsuːpərvaɪzər/سرپرست
  • boss /bɒs/رئیس (غیررسمی)
  • department /dɪˈpɑːrtmənt/دپارتمان، بخش
  • team leader /tiːm ˈliːdər/سرگروه
  • staff /stɑːf/کارکنان (جمع)

استخدام و مصاحبه

جمله‌های مصاحبه کوتاه‌اند و واژهٔ اشتباه در آن‌ها گران تمام می‌شود. سه ترکیب کلیدی: apply for a position یعنی برای موقعیتی درخواست دادن، work as a freelancer یعنی آزادکار بودن، و have five years of experience یعنی پنج سال سابقه داشتن. دقت کنید experience در این معنی غیرقابل شمارش است: می‌گویید five years of experience و نه five experiences. برای سابقهٔ کاری، انگلیسی بین CV در بریتانیا و résumé در آمریکا تفاوت می‌گذارد؛ اگر مخاطب مشخص نیست، CV امن‌ترین انتخاب است.

  • interview /ˈɪntərvjuː/مصاحبه
  • résumé / CV /ˈrezəmeɪ/رزومه
  • application /ˌæpləˈkeɪʃn/درخواست (شغلی)
  • position /pəˈzɪʃn/موقعیت شغلی
  • apply for /əˈplaɪ fɔːr/درخواست دادن برای
  • hire /ˈhaɪər/استخدام کردن
  • internship /ˈɪntɜːrnʃɪp/کارآموزی
  • full-time /ˌfʊl ˈtaɪm/تمام‌وقت
  • part-time /ˌpɑːrt ˈtaɪm/پاره‌وقت
  • freelance /ˈfriːlæns/آزادکار
  • contract /ˈkɒntrækt/قرارداد

حقوق، مزایا و پیشرفت

دو واژه که همیشه با هم اشتباه می‌شوند: salary و wage. salary مبلغ ثابت ماهانه یا سالانه است که کارمند می‌گیرد؛ wage دستمزدی است که بر اساس ساعت یا روز حساب می‌شود. سه ترکیب پرکاربرد: ask for a raise یعنی درخواست افزایش حقوق، work overtime یعنی اضافه‌کاری کردن، و get promoted یعنی ترفیع گرفتن. یک نکتهٔ گرامری: promotion اسم است و promoted صفت — «I got a promotion» یا «I was promoted» درست است، و «I promoted» غلط است مگر اینکه خودتان کسی را ارتقا داده باشید.

  • salary /ˈsæləri/حقوق (ماهانه یا سالانه)
  • wage /weɪdʒ/دستمزد (ساعتی یا روزانه)
  • bonus /ˈbəʊnəs/پاداش
  • overtime /ˈəʊvərtaɪm/اضافه‌کاری
  • promotion /prəˈməʊʃn/ترفیع
  • raise /reɪz/افزایش حقوق
  • benefits /ˈbenɪfɪts/مزایا
  • paid leave /ˌpeɪd ˈliːv/مرخصی با حقوق
  • taxes /ˈtæksɪz/مالیات
  • payroll /ˈpeɪrəʊl/لیست حقوق

جلسه، مکاتبه و مهلت

سه ترکیب که هر هفته در محیط کار لازم می‌شوند: meet a deadline یعنی به موقع تحویل دادن، follow up on something یعنی پیگیری کردن چیزی، و schedule a meeting یعنی جلسه گذاشتن. در ایمیل‌های کاری، attached و please find بیشتر از هر واژه‌ای تکرار می‌شوند: «Please find the report attached» و «I have attached the file». یک نکته: minutes در این معنی همیشه جمع است و «صورت‌جلسه» معنی می‌دهد — پس اگر جایی «meeting minutes» دیدید، صورت‌جلسه است و نه دقیقه‌ها.

  • meeting /ˈmiːtɪŋ/جلسه
  • agenda /əˈdʒendə/دستور جلسه
  • deadline /ˈdedlaɪn/مهلت نهایی
  • report /rɪˈpɔːrt/گزارش
  • update /ˈʌpdeɪt/به‌روزرسانی، خبر تازه
  • minutes /ˈmɪnɪts/صورت‌جلسه
  • follow up /ˌfɒləʊ ˈʌp/پیگیری کردن
  • schedule /ˈskedʒuːl/زمان‌بندی کردن
  • reschedule /ˌriːˈskedʒuːl/جابه‌جا کردن زمان
  • attached /əˈtætʃt/پیوست‌شده

واژه‌های کار را در متن تمرین کنید

برای محیط کار یک تمرین عملی هست که از حفظ فهرست بهتر جواب می‌دهد: برای هر موقعیت یک ایمیل کوتاه بنویسید. یک ایمیل برای درخواست مرخصی، یکی برای پیگیری کاری که عقب افتاده، و یکی برای تشکر بعد از مصاحبه. هر ایمیل را به سه خط محدود کنید و از واژه‌های همین فهرست استفاده کنید: «I am writing to request a day off» و «I will follow up by Friday». اگر همین سه ایمیل را یک بار بنویسید و دو بار بازبینی کنید، واژه‌ها همراه ساختار واقعی جمله ذخیره می‌شوند — و همان‌ها هستند که در جلسه و مکالمه به ذهنتان می‌رسند.

پرسش‌های پرتکرار

همکار به انگلیسی چه می‌شود؟
colleague برای همکار رسمی‌تر و coworker برای همکار روزمرهٔ همان تیم. در بریتانیا colleague رایج‌تر است و در آمریکا coworker، ولی هر دو مؤدبانه و درست‌اند.
salary و wage چه تفاوتی دارند؟
salary حقوق ثابت ماهانه یا سالانه است؛ wage دستمزدی است که بر اساس ساعت یا روز کار حساب می‌شود. کارمند اداری salary می‌گیرد و کارگر ساعتی wage.
رزومه انگلیسی CV است یا résumé؟
هر دو درست‌اند و به کاربرد منطقه‌ای بستگی دارد: در بریتانیا و بیشتر کشورها CV، در آمریکا résumé. در آمریکا CV به رزومهٔ علمی و دانشگاهی اشاره دارد، پس بسته به مخاطب انتخاب کنید.

وب‌سایت: lienguaflow.ir · ساختهٔ MARYJAN EDUCATION co.