محیط کار یکی از جاهایی است که انگلیسی ناقص بیشترین هزینه را دارد: در مصاحبه، ایمیل و جلسه باید واژهٔ درست را همان لحظه پیدا کنید. این صفحه لغات انگلیسی محیط کار را با معنی فارسی و تلفظ دستهبندی کرده — عنوانها، استخدام، حقوق، جلسه و مکاتبه — همراه با جملههای آمادهای که در همان موقعیت به کار میآیند.
واژگان محیط کار دو ویژگی دارد که آن را از واژگان عمومی جدا میکند. اول، رسمیت: در ایمیل کاری نمیشود مثل مکالمهٔ دوستانه نوشت، و واژهٔ غیررسمی boss جای manager رسمیتر را نمیگیرد — هر دو درستاند، ولی در متن رسمی manager بهتر است. دوم، ترکیبهای ثابت: در محیط کار واژهها خیلی وقتها بهصورت ترکیب یاد گرفته میشوند، نه تنها: take a day off، meet a deadline، apply for a position. همین ترکیبها اگر بلد نباشید، جملهتان درست اما غیرطبیعی میشود. پس فهرست زیر را ترکیبی یاد بگیرید، نه کلمهبهکلمه.
چند نکته که در مکالمه فوراً معلوم میشود: colleague و coworker هر دو همکارند، ولی coworker بیشتر برای همکار روزمرهٔ همان تیم به کار میرود و colleague کمی رسمیتر است. staff همیشه جمع است و فعل جمع میگیرد: «The staff are friendly» و نه staffs. در مکاتبهٔ رسمی هم اگر مطمئن نیستید، از عنوان دقیق استفاده کنید: Dear Dr. Karimi درستتر از Hi بدون عنوان است.
جملههای مصاحبه کوتاهاند و واژهٔ اشتباه در آنها گران تمام میشود. سه ترکیب کلیدی: apply for a position یعنی برای موقعیتی درخواست دادن، work as a freelancer یعنی آزادکار بودن، و have five years of experience یعنی پنج سال سابقه داشتن. دقت کنید experience در این معنی غیرقابل شمارش است: میگویید five years of experience و نه five experiences. برای سابقهٔ کاری، انگلیسی بین CV در بریتانیا و résumé در آمریکا تفاوت میگذارد؛ اگر مخاطب مشخص نیست، CV امنترین انتخاب است.
دو واژه که همیشه با هم اشتباه میشوند: salary و wage. salary مبلغ ثابت ماهانه یا سالانه است که کارمند میگیرد؛ wage دستمزدی است که بر اساس ساعت یا روز حساب میشود. سه ترکیب پرکاربرد: ask for a raise یعنی درخواست افزایش حقوق، work overtime یعنی اضافهکاری کردن، و get promoted یعنی ترفیع گرفتن. یک نکتهٔ گرامری: promotion اسم است و promoted صفت — «I got a promotion» یا «I was promoted» درست است، و «I promoted» غلط است مگر اینکه خودتان کسی را ارتقا داده باشید.
سه ترکیب که هر هفته در محیط کار لازم میشوند: meet a deadline یعنی به موقع تحویل دادن، follow up on something یعنی پیگیری کردن چیزی، و schedule a meeting یعنی جلسه گذاشتن. در ایمیلهای کاری، attached و please find بیشتر از هر واژهای تکرار میشوند: «Please find the report attached» و «I have attached the file». یک نکته: minutes در این معنی همیشه جمع است و «صورتجلسه» معنی میدهد — پس اگر جایی «meeting minutes» دیدید، صورتجلسه است و نه دقیقهها.
برای محیط کار یک تمرین عملی هست که از حفظ فهرست بهتر جواب میدهد: برای هر موقعیت یک ایمیل کوتاه بنویسید. یک ایمیل برای درخواست مرخصی، یکی برای پیگیری کاری که عقب افتاده، و یکی برای تشکر بعد از مصاحبه. هر ایمیل را به سه خط محدود کنید و از واژههای همین فهرست استفاده کنید: «I am writing to request a day off» و «I will follow up by Friday». اگر همین سه ایمیل را یک بار بنویسید و دو بار بازبینی کنید، واژهها همراه ساختار واقعی جمله ذخیره میشوند — و همانها هستند که در جلسه و مکالمه به ذهنتان میرسند.
وبسایت: lienguaflow.ir · ساختهٔ MARYJAN EDUCATION co.